استادی هنری است که به وقتش باید شدت گرفت و به وقتش تسامح نشان داد. زیاده روی در هر کدام، دافعه ایجاد می‌کند.

کردار و گفتار استاد، الگوی چشم و گوش هنرجوست

استادی که بیش از اندازه سخت بگیرد، همه را از خودش دفع می‌کند و حتی برعکس، استادی که بیش از اندازه تساهل و تسامح نشان دهد، شاگردان، دیگر کلاس را جدی نخواهند گرفت. مخصوصا هنرجو‌های باهوش اما تنبل، اگر بویی از این قضیه ببرند، سوار استاد می‌شوند و او را غیر مستقیم تابعی از خواسته‌های خود می‌کنند. یک استاد حرفه‌ای می‌داند چه وقت سخت بگیرد و چه هنگام تساهل داشته باشد. در داستان اول، خاطره‌ی کلاسی را برایتان نقل کردم که مربی تساهل زیادی از خود نشان می‌داد و بدتر از همه از پیشرفت هنرجو‌ها نا امید شده و آن‌ها را به حال خود رها کرده بود و فقط از سر رفع تکلیف در کلاس حاضر می‌شد. اما حقیقت این بود که قاطبه‌ی شاگردان تنبل، تساهل مربی را بو برده بودند و با تنبلی آگاهانه، وی را غیر مستقیم، تابعی از خواسته‌های خود کرده بودند. شاید تساهل استاد در کوتاه مدت به مذاق شاگردان خوش بیاید اما در بلند مدت، دافعه‌ی بدی ایجاد می‌کند و دیگر کسی از هنرجو‌ها نه کلاس را جدی خواهد گرفت و نه استاد را! اگر مربی خاطره‌ی پیشین، کمی پیچ مدیریتی را سفت‌تر می‌کرد، احتمال قهرمانی در میان هنرجو‌ها بسیار بالا بود زیرا شاگردان آن‌جا بسیار با استعداد و باهوش بودند. اما مشکلشان تنبلی‌شان بود. در این داستان خاطره‌‌ای را برایتان نقل می‌کنم که هنرجو‌ها، از همان تیپ بودند اما استاد با راهبری مناسب خود، آن‌ها را به خوبی هدایت می‌کرد.