شخصیت قابل افتخار

اگر ثروت و شهرت شما را تباه نسازد ، فقر و منزلت پایین ، شما را از اصولتان جدا نمی سازد.

قدرت و اقتدار ، شما را تحت الشعاع قرار نمی دهد. در این صورت به معنای واقعی ، بزرگ خواهید بود.

_ ناشناس

استاد ایپ من

برخی می گویند ایپ من هنر وینگ چون را می فروخت. این حقیقت ندارد. ایپ من هرگز چنین کاری نکرد. او هیچ گاه از شاگردانش و از هنرش سوء استفاده نکرد. درست است کسانی هم هستند که برای کسب ثروت به آموزش روی می آورند و برای انجام مقاصد خود از شاگردان بهره می برند. گاهی سوءاستفاده دو جانبه است ، زیرا شاگرد نیز فکر می‌کند که با پول می‌تواند هنر رزمی را بخرد.

استاد ایپ در جمع شاگردان

یکی از فلاسفه باستان به نام مِنسیوس ، درباره این موضوع دیدار با پادشاه هویی به بحث نشست. شاه با خود می اندیشید که چون فیلسوف مشهور تلاش می کند با کیلومترها سفر به حضور پادشاه شرفیاب شود ، حتما می خواهد با او در مورد منافع پادشاه در قلمرو سلطنتی صحبت کند. منسیوس در پاسخ خواست پادشاه گفت : (چرا شما از منافع صحبت می کنید؟ اگر شما دائما بگویید چطور منافع خود را در قلمرو سلطنت افزایش دهم ، افسران عالی رتبه و رده بالا با خود می گویند چطور منافع شخصی را در میان جماعت خود بیفزایند ، مردم عادی از خود می پرسند چطور از اطرافیان خود کسب منفعت کنیم. طبقات بالا و پایین جامعه هر یک تلاش می کنند از هم برای سود جویی استفاده کنند و در نهایت قلمرو شما دچار بی نظمی و آشوب خواهد شد.)

ایپ من با درنظر داشتن چنین منطقی ، هیچ گاه از شاگردان خود سوءاستفاده نکرد. هنگام مرگ چیزی جز عشق به هنر خود نداشت. شهریه ای که استاد بزرگ ایپ من در اوائل دهه ی 1960 در هنگ کنگ دریافت می کرد ، پانزده دلار هنگ کنگ در ماه برای کلاس های شبانه و ده دلار برای کلاس های بعد از ظهر بود. در این زمان ، متوسط درآمد در هنگ کنگ 200 الی 250 دلار هنگ کنگ برای یک ماه بود. در ضمن اگر کسی شانس این را داشت که راننده اتوبوس یا کارمند یا کارگر شرکت اتوبوس رانی کوولون موتور باشد از تخفیف ویژه ای نیز برخوردار می شد.

ایپ من.

برگرفته از کتاب ایپ من چهره ای از یک استاد کونگ فو نوشته ی ایپ چینگ_رُن هایمبرگر