هنر بی رقیب

 

          اگر صدها بار در صدها جنگ پیروز شویم کار بزرگی نکرده ایم ، اما اگر دشمن را

                   بدون جنگ مغلوب کنیم ، عالی ترین نوع پیروزی است.ژنرال سان تزو

 

 


به گفته سان تزو ، در مبارزات رزمی به جز خود ، دیگری هم در کار است . در هنر های رزمی غالباً ساعت ها وقت صرف    می شود تا دیگران را متقاعد کنیم که من بهترم ، ویا مبارزه کنیم تا برتری من بر دیگران ثابت شود .

دیگر بینی در حقیقت نیاز بیمار گونه ی ما به حفظ ارزش خود در مقایسه با دیگران می باشد و این خارج از معیار روحیه ورزشکاری است . خصوصاً در هنر های رزمی چنین مقایسه ی بیمار گونه ای چه تحمیلی باشد و چه با رقابت ، در نهایت به خود ستایی و فخر فروشی می انجامد که با اصول مهارت رزمی در تضاد است . واداشتن دیگری به اعتراف ، به آرمان حقیقی ورزش لطمه می زند . ما در عصری زندگی می کنیم که تحمیل و اجبار حاکم است . حفظ فکر باعث می شود دیگران را مجبور به اعتراف کنیم . ما دائماً در معرض جریاناتی هستیم که با نادیده گرفتن دیگران عملاً سد راه خویش می شویم و خود را از رسیدن به اهداف مهم و حیاتی باز می داریم . اهدافی که موجب کمال در زندگی می شود . برخی رقابت را درست می دانند ، هر چند آنان عیب جویی ، پیش داوری ، و غیبت کردن از همدیگر را رقابت سالم فرض می کنند . از همه بدتر این که چنین طرز تلقی در سطح گسترده فراگیر می شود.

ایپ من

استاد بزرگ ایپ من می گفت : «اگر یک معلم خوب و یا یک استاد موفق در هنر رزمی باشید ، شاگرد واقعی به دنبال شما   می گردد . شاگردانی که در جست و جوی شما باشند خود را وقف می کنند و حتماً رزمیکار خوبی خواهند شد . آن ها مردمی شریف و اصیل هستند .» ایپ من بیست سال در هنگ کنگ تدریس می کرد ، اما یک بار هم به سراغ تبلیغ نرفت . او از هیچ تابلو و یا علامتی بر سر درِ کلاس خود استفاده نکرد . اینطور می اندیشیدکه اگر تبلیغ کند همه جور شاگرد به کلاس او خواهند آمد . بدون تبلیغ هم کلاس او پر می شد و بعد از آن به سایر مراجعین محترماً می گفت : «متاسفم ظرفیت تکمیل است . فعلا نمی توانم در خدمت شما باشم ». ایپ من تبلیغ نمی کرد چون می خواست شاگردانی را آموزش دهد که واقعاً علاقه مند باشند . شاگردانی که آینده نگر و اجتماعی هستند ، بر روی دیگر شاگردان تاثیر منفی نمی گذارند . ایپ من فکر می کرد تبلیغ احساس را تحریک می کند و ارزش واقعی یک هنر را نشان نمی دهد و البته غلبه بر چنین احساسی نیز غالباً میسر نیست . لذا شاگرد مستعد از روی علاقه در کلاس شرکت نمی کند و حضور وی جنبه ی احساسی پیدا می کند . او ایجاد انگیزه های نادرست و همچنین مقایسه ی بیمار گونه ( دیگر بینی ها) را تایید نمی کرد.

با توجه به برداشتی که ایپ من از مبارزه داشت در طی دوران فعالیت خود هیچ گاه در پی رقابت جویی نبود . چه در ورزش وینگ چون و چه با دیگر هنر های رزمی ، او تنها با خود مبارزه می کرد . همیشه سعی می کرد از آن چه هست بهتر باشد . ایپ من فلسفه سان تزو را خوب فهمیده بود و می دانست که پیروزی بر دیگران موقتی است و به نوعی توهمِ خطرناک است . مهارت حقیقی آن است که با خود مبارزه کنیم و بر خود مسلط باشیم .

ایپ من

 

برگرفته از کتاب : ایپ من چهره ای از یک استاد کونگ فو به تالیف ایپ چینگ رُن هایمبرگر